:: خانه حجاب صدف نقدی بر رویکردهای رایج در مواجهه با بدحجابی ::
Best View in Explorer 9+, Firefox 4+, Chrome 10+ or Opera 11+;
Download the new version and install:
فراخوانی ...
شنبه 26 آبان 1397 | 1440/3/8 | Saturday 17 November 2018
امروز شنبه 26 آبان 1397
1440/3/8 | 2018/11/17
یادداشت
  • باید حس مردم نسبت به حجاب تصحیح شود
    به مقوله حجاب می شود از منظرهای مختلف روانشناختی، جامعه شناختی، دینی و حتی جهانی نگریست و کارکرد جهانی حجاب و اینکه چرا امروز، حجاب زن مسلمان، غربی ها را به هراس افکنده است مهم است.  برای این منظور باید به ماهیت وهمی و خیالی فرهنگ و تمدن غربی اشاره کرد، غرب علاوه بر آنکه بر شأن خیالی انسان سوار شده …
  • بیشتر...
تبلیغات
  • نقدی بر رویکردهای رایج در مواجهه با بدحجابی
    سه‌شنبه 2 آبان 1391 ساعت 11:41
  • هر جا که می روی دغدغه اصلاح بدحجابی هست و در همه جا هم گویا اولین چیزی که به ذهن افراد رسیده این است که باید بن مایه های اعتقادی و فکری افراد را تقویت کرد. چون ریشه بدحجابی در ضعف ایمان و اعتقادات است.

    از اینکه چرا مواجهه با پدیده های مختلف در جامعه ما اینگونه شتابزده و بدون تامل است که خودش جای تامل و ریشه یابی دارد بگذریم. باید گفت اولین اقدام برای مواجهه با هر پدیده ای شناخت دقیق آن پدیده و ماهیت و جنس حقیقی آن است. لذا اولین سوالی که در مواجهه با فعالین ترویج کتابخوانی حجاب و کلاس های آموزشی حجاب و ... که قصدشان تقویت بن مایه های فکری و اعتقادی افراد است این است :

    آیا افرادی که پوشش نامناسب را برگزیده اند خودشان متوجه بدبودن و منکر بودن این پوشش هستند؟

    بدیهی است که اگر پاسخ ما به این سوال منفی باشد، به راحتی بسیاری از اقدامات و فعالیت های ما مورد سوال جدی واقع می شود. افرادی که انتخاب روش های فکری در مواجهه با پدیده بدحجابی را اتخاذ نموده اند که البته در برخی جاها مورد نیاز است- پیش فرضشان این است که انگیزه یک عمل و یک رفتار صرفا فکری و اندیشه ای است یعنی حتما تغییری در باور افراد نسبت به دین و خدا شکل می گیرد که منجر می شود پوشش متفاوتی را انتخاب نمایند! حال آنکه این پیش فرض کاملا اشتباه بوده و مغایر با فهم عمومی از سازوکار کنش عامه انسان ها می باشد.

    اینکه رهبری نظام بین بدپوششی و همراه بودن دل و قلب همان افراد با دین و حتی با نظام تفکیک نمودند[1] دقیقا ریشه در همین مطلب دارد. جالب تر اینکه کلیه پژوهش های علمی انجام گرفته در مورد حجاب نیز همین مطلب را اذعان نموده اند که همه افراد نسبت به پوششان احساس رضایت و پذیرش دارند و حتی افراد بدحجاب(با تعاریف دینی)، پوشش خودشان را بد و زننده نمی دانند! آیا وقت آن نرسیده است که با شکستن روند رایج، در فهم مان از واکنش های افراد نسبت به پدیده های مختلف تجدید نظر کنیم؟

    چرا ریشه همه اعمال و رفتار افراد را در افکار آنها جستجو می کنیم؟ آیا نمی شود گرایش برای انتخاب یک پوشش در افراد صرفا با تغییر احساس آنها شکل گرفته باشد؟ یک سوالی که پیش می آید این است که راستی دشمن کی و کجا و از چه طریقی اینقدر تغییر در افکار و اعتقادات جوانان جامعه ما شکل داده است؟ آیا دشمن بیشتر افکار خود را تبلیغ می کند و شبهه می اندازد یا مدل زندگی خاص خودش را به نحوی تبلیغ می کند که مطلوب و محبوب دلها واقع شود؟ و بعد اتخاذ آن مدل زندگی است که زمینه تغییر باورها را هم ایجاد می کند.

    زوایای دیگری از مساله هم باقی است که تامل در همان ها برای عدم اتخاذ چنان راهکارهایی کافی بود و اینها همه متاسفانه نشان دهنده عدم دقت و تعمیق ما در مواجهه با این پدیده است. از جمله اینکه کافی است مطالعه و دقتی در روانشناسی و انسان شناسی زن ها که موضوع اصلی این پدیده هستند صورت می گرفت تا روشن شود که این پدیده زمینه های کاملا طبیعی خود را در ویژگی های بنیادین زنان دارد؛ گرایش به تزیین و زیبایی در زنان، بهره مندی زنان از احساسات عمیق و ... نشانه ها و ویژگی هایی است که مسیر مطالعه پدیده بدحجابی را تغییر و نحوه مواجهه با آن را دگرگون می سازد.

    خلاصه کلام آنکه ما در مواجهه با پدیده بدحجابی بیش از آنکه نیازمند تعمیق فکری و اعتقادی افراد باشیم؛ به عنوان گام اول، نیازمند الگوسازی و فضاسازی و تکریم حجاب در چشم آحاد جامعه و به خصوص متناسب با طبع زنان جامعه هستیم. ترویج حجاب از مقوله برهم زدن فضاها و فضاسازی و مدیریت بصری جامعه است. والسلام


    [1]  بعضى از همینهائى که در استقبالِ امروز بودند و شما - هم جناب آقاى مهمان نواز، هم بقیه ى آقایان - الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانمهائى بودند که در عرف معمولى به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباختهى به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصى دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهاى این حقیر باطن است؛ نمی بینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئى هستم / آیا تو چنان که مینمائى هستى؟».  ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهى از منکر هم میکند؛ نهى از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت.



    یادداشت هفته | اجتماعی
    شماره مطلب: 1060
    دفعات دیده شده: 1635 | آخرین مشاهده: 2 ساعت پیش
تبلیغات
نظرسنجی
سبد خريد

در حال بارگزاری ...