مطالب مرتبط:
ضميمه ها
راهکار رهبری برای برخورد با بیحجابی در دانشگاهها
| کد: |
295 |
| عنوان: |
راهکار رهبری برای برخورد با بیحجابی در دانشگاهها |
آدرس مستقيم مطلب:
به مطلب لينک دهيد
نسخه قابل چاپ:
چاپ
آنچه در ادامه میآید پاسخ رهبر معظم انقلاب به سؤال یک فعال دانشجویی در جلسه پرسش و پاسخ با مدیران مسؤول و سردبیران نشریات دانشجویى در تاریخ 04/12/1377 ، در باره راهکار برخورد با بد حجابی در محیط های دانشگاهی می باشد.
معظم له در بیانات خود عمده ترین علل شیوع بد حجابی و مهمترین راههای مبارزه با آن را در محیط های دانشجویی بر شمرده اند:
* سؤال:من اوّل صمیمانهترین احساس درونى خود را به شما تقدیم مىکنم. سؤال دردمندانهاى وجود دارد که مدّتى است مرا رنج مىدهد؛ گفتم شاید شما بتوانید جوابى برایش پیدا کنید. روزگارى بود که در بحث نوع حجاب، سؤال مىشد که «حجابِ برتر» چیست؛ ولى الان مدّت مدیدى است که معضل نوع حجاب و بدحجابى در حال کشانده شدن به بىحجابى است و یک سرى اندیشههاى نویى که مخلِّ مذهب هستند، خیلى زیرکانه و آرام آرام در بین مردم رسوخ مىکنند و متأسّفانه اثرات خیلى پایدارى هم روى اذهان مردم برجاى مىگذارند. شاید من که دانشجو باشم، شرایطى برایم فراهم شده باشد که با این لفظ شعارگونهى «تهاجم فرهنگى» بیشتر آشنا باشم؛ ولى به نظر من مردم عادى نمىتوانند عمق فاجعه را درک کنند، یعنى واقعاً به آنها آگاهى داده نمىشود. بهنظر حضرتعالى با این مسأله چطور باید برخورد جدّى کرد؟ اصلاً چرا هیچ برخورد جدّى در جامعه دیده نمىشود؟ آیا باورهاى سبزى را که سالها بزرگترهاى ما سعى کردند به ما انتقال دهند، مىشود فقط به بهانهى ایجاد تنوّع و نشاط در روحیهى جوانان زیر سؤال ببریم و همینطور خیلى راحت موجّه جلوه دهیم؟
- پاسخ رهبر انقلاب: حجابِ برتر که شما اشاره کردید - که مراد همین چادر ایرانىِ خود ماست - حقیقتاً حجاب برتر است؛ هیچ تردیدى در این نباید داشت. البته من هیچ وقت نگفتم که چادر را در جایى اجبارى کنند؛ اما همیشه گفتهام که چادر یک حجاب ایرانى است و زن ایرانى این را انتخاب کرده و خوب حجابى هم هست و مىتواند کاملاً حفاظ و حجاب داشته باشد. حالا بعضیها هستند که از هرچه ایرانى و خودى است، ناراحتند و دلشان را مىزند؛ دلشان مىخواهد سراغ چیزهایى بروند که از خودى بودن دورتر است! بههرحال اگر حجاب را حفظ کنند، باز هم خلاف شرعى انجام ندادهاند؛ منتها چیز بهترى را از دست دادهاند.
اما اینکه شما مىگویید «ما چگونه برخورد کنیم؟» ببینید؛ شما با تبلیغات کار کنید. یعنى همان حربهاى را که افراد مورد نظر شما براى سست کردن اعتقاد به حجاب به کار مىبرند، شما هم به کار ببرید. یعنى شما دربارهى حجاب بنشینید واقعاً تحقیق کنید، فکر کنید، از لحاظ دینى هم مثلاً دربارهاش بحث کنید، یا از بحثهایى که شده استفاده کنید. از لحاظ اجتماعى هم روى همین مسألهى کیفیّت حجاب تکیه کنید؛ به ترویج دیدگاه خودتان بپردازید؛ آن چیزى که به نظرتان درست است، آن را بگویید؛ این دغدغه را هم که اینها مىآیند تمایل به حجاب را در دلِ مردم از بین مىبرند، نداشته باشید؛ حجاب از بین نمىرود. البته اگر قدرتى مثل قدرت رضاخانى بالاى سرش باشد، یا آن طور که شنیدم در بعضى از کشورها مثل تونس کسى حق ندارد در خیابان با حجاب باشد و اصلاً حقوق بشر هم در اینجا دیگر مطرح نیست که چرا مردم را مجبور کردید بىحجاب باشند - کسانى که مسؤول این چیزها هستند، همینطور تماشا مىکنند و حرفى هم نمىزنند! - بالاخره همان کشف حجاب دوران رضاخانى پیش مىآید؛ اما به مجرّد آنکه این زور برداشته شود، مردم به سمت حجاب برمىگردند.
حجاب، ارزشى است منطبق با طبیعت انسان. برهنگى و حرکت به سمت اختلاطِ هرچه بیشتر دو جنس با یکدیگر و افشاء شدن اینها در مقابل یکدیگر، یک حرکت خلاف طبیعى و خلاف خواست انسانى است. شرع مقدّس اسلام هم براى این حدودى را معیّن و مشخّص کرده و کسانى که معتقد و مؤمن هستند، نمىشود که اینطورى با حجاب برخورد کنند. البته ممکن است کسانى بىخبر و بىاطّلاع باشند؛ بایستى اینها را با حجاب آشنا کرد. من در همین سالهاى اوّلِ انقلاب بهوضوح دریافتم که بعضى از زنانى که محجّب هستند و خیلى قدر حجاب را نمىدانند، اینها اصلاً از حکم حجاب و فلسفهى حجاب و فواید حجاب اطّلاعى ندارند؛ یعنى با اینها کمتر صحبت شده است. البته بعضیها چیزهایى نوشتند؛ سفارش کردیم، کارهایى کردند. الان هم به نظر من همینطور است؛ بخصوص در محیط دانشگاه...امیدواریم که هرچه هم مىگذرد، بهتر شود.
در محیط دانشگاه خودتان، در نشریات خودتان، با نشریات زن - که الان در ایران چند نشریهى مربوط به زنان وجود دارد - با دیگر نشریات رایج صحبت کنید، چیزهایى بنویسید، پخش کنید، در جامعه فکر را بپراکنید؛ منتها با استدلال، با منطق. بهترین راه تأمین حجاب هم همین است که با منطق برخورد شود. البته اگر چیزى جزو مقرّرات شد و کسى برخلاف آن مقرّرات رفتار کرد، ممکن است قوانینى وجود داشته باشد که دولت برخورد کند؛ که لابد هم مىکند. درعینحال آن چیزى که در اساس لازم است و مهمتر از همه است، این است که شما ذهن این دختر جوان، یا این زن جوان را - که عمده هم خانمهاى جوان هستند - با اهمیت حجاب آشنا کنید؛ یعنى به او تفهیم کنید که حجاب از لحاظ شرعى و از لحاظ منطقى این است. در ذهن او، استدلال صحیح را در مورد رعایت حجاب راسخ کنید. امیدواریم که انشاءاللَّه روزبهروز بهتر شود. البته یکى از عواملى هم که در این زمینه تأثیرات منفى دارد، برخى از این فیلمهایى است که بعضى از زندگیهاى غربى را در دسترس همه مىگذارد. اینها در سُست کردن ذهنیّت مردم نسبت به مسألهى حجاب بىتأثیر نیست. البته نسبت به پخش این فیلمها هم باید تذکّراتى داده شود.
نظر کاربران در مورد اين مطلب:
- 1389-04-06:
خدای اسلام در وهله اول خدای مردان است.این خدا در گفتمان مردسالار کارکردی مضاعف دارد. حجاب به مثابه نماد سرکوب و کنترل و تبعی ساختن جنس دوم، در این گفتمان از سوی خدای مرد نیز مشروعیت می یابد.زنانی که تحت انقیاد گفتمان مرد سالارند و به سبب اینکه معنا و هویت خود را از آن کسب می کنند، تمامیتش را می پذیرند و حجاب را به مثابه امری هویت بخش و هویت ساز می پندارند که فقدانش به بی معناییشان می انجامد.
بدحجابی رخدادی است که مشروعیت گفتمان مردسالار و مرد محور را با چالشی جدی مواجه ساخته و آنرا نفی کرده و معادله حاکم و محکوم را به هم می ریزد.
بدحجابی در دل گسست گفتمانی قرار داشته و آغازگاه شکل گیری گفتمانی متفاوت است که در وهله نخست، قانون پدری را به چالش می خواند.
موفق باشید
- 1389-04-08:
بر اساس نظر اين فردي كه نظر داده اند يكسان سازي زن و مرد راه حذف تبعيض هاست. بدين معنا ايشان تفاوت را با تبعيض قاطي كرده اند و براي رفع تبعيض مي خواهند تفاوت ها را نيز حذف كنند. البته بهترين كار اين است كه خود زنان نظر بدهند كه مي خواهند كدام ويژگي را داشته باشند.
- 1389-04-11:
عفاف و فرهنگ ایرانی
این روزها بحث حجاب و عفاف بر سر زبان هاست، مسئله ای که هر از گاهی اذهان جامعه را به خود مشغول می کند. ولی به راستی مگر چنین مسائلی باید در جامعه ما موضوعیت داشته باشد.
متانت، سنگیی، وقار و حجاب و حیای زن آمیخته با فرهنگ شرقی و به خصوص فرهنگ ایرانی است و زن ایرانی از گذشته های بسیار دور تاریخی از گوهر عفاف و پاکدامنی برخوردار بوده و همواره پوشش زن جزء هنجارهای اجتماعی بشمار می رفته است. برای اثبات مدعای پوشش و حیا در فرهنگ ایرانی می توان اشاره نمود به سنگ نگاره ها و نقش برجسته های برجای مانده از ایران قدیم که نشان دهنده شرایط و اوضاع اجتماعی آن دوران است، مثلا با نگاهی به آثار باقی مانده از دوران هخامنشیان در پارسه )تخت جمشید) و دیگر جایگاه های باستانی، هیچ نگاره ای از زن دیده نمی شود و تنها نقش کنده کاری شدة مردان را مشاهده می کنیم که تماماً لباس و پوشش بر تن دارند. همچنین در اندک آثار باستانی بدست آمده از دوران تاریخی ایران پیش از اسلام که نقش و پیکره زن بر آنها حکّاکی شده است، زنان کاملاً پوشیده به تصویر درآمده و هیچ نشانی از برهنگی در آنها مشاهده نمی کنیم، چنانکه پلوتارک می گوید، ایرانیان در اموری که به بی عفتی مربوط می شود، به شدت حساس بودند. همچنین به گفته ویل دورانت پس از داریوش، هرگز به زنان اجازه داده نمیشد که با مردان آمد و رفت کنند و زنان شوهردار حق نداشتند هیچ مردی نامحرمی را ببینند که این رعایت حدود در روابط بین زن و مرد از مشخصه های بارز فرهنگ ایرانی است. ... (ادامه مطلب ...)
از مطلب شما بازدید کردیم ، آموزنده بود.
از سایت ما هم بازدید کنید و می توانید در صورت تمایل مطالب آن را نقل نمایید.
با تشکر
http://ofoghesabz.gigfa.com